تبليغاتX
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000


_شرح چند خط...
تاريخ: دوشنبه 26 تیر1385 ساعت :3:45

مدتهاست که نمی توانم روی کاغذ بنویسم.روی کاغذ فقط می توانم آنچه می گویند بنویسم.روی کاغذ، فکرم درهم برهم است.وقتی کاغذ روبرویم باشد، یه دقیقه نکشیده همه اش را سیاه کرده ام.

 

 از یه جایی شروع می کنم. گاهی اول اسمم را می نویسم و بعد چشم می کشم، همیشه نگاهش مستقیم است.

خطهای موازی می کشم.زیر هم.چند تا که هر کدام از بالایی کوچکتر باشد.

گاهی فلش می کشم با خطهای منحنی، توی هم، که هر کدامشان به یک طرف اشاره می کنند.مثل رشته های درهم کروماتین که تصمیم دارند کروموزوم شوند! 

گاهی مثلث می کشم. مختلف الاضلاع،متساوی الاضلاع دوست ندارم.بعضی ها سفید و بعضی ها سیاه سیاه.گاهی هم فضاهای داخلی را طوری سیاه  می کنم که میان هر دو فضای سیاه یک فضای سفید باشد.گاهی هم موفق نمی شوم.گاهی گیر می دهم که حتماً متقارن باشند.گاهی هم از تقارن فرار می کنم.از گوشه بعضی از آنها مربعی آویزان است.

 

یک روز کسی را دیدم که او هم مثلث می کشید با فلش. چقدر کیف کردم از این عادت مشترکمان.نمی دانم برای آن مثلثها و فلشها حس اعتماد داشتم به او، یا چیز دیگری بود.

 

بعد کم کم اضلاع همه مثلثها انحنا می گیرند.می شوند چیزی شبیه عاج فیل! که تیکه ای از هر کدام توسط عاج دیگر می پرد و همچنان...نمی دانم چرا بیشتر پشت به همند!

مارپیچ می کشم طولانی.مثل تونل زمان که مرا می برد با خود. گاهی ازش می ترسم!

 

                  

 

صداها را می کشم. صداهای ذهنم را.هر جور که دلم بخواهد. مثل الکتروکاردیوگرام یا اشکال در هم و مغشوش.

 

نمی دانم چرا اینها را گفتم...شاید چون امروز یکی ازآن کاغذها را توی دفترم پیدا کردم. توی آن کاغذ، توی آن همه بهم ریختگی،آن همه بی نظمی،یک چیز جالب بود. یک نظم، تعریف یک آدم... که شاید من بودم!...

             

 

کاغذ دیگه جا نداره... احساس رضایت...هر از گاهی باید بری توی این سبک...همه آنچه که نمی توانی بنویسی!...

 

                                                                              خط خطی شده با : سدیم

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: | لينک ثابت |


یاد ایام گذشته !!!
تاريخ: پنجشنبه 22 تیر1385 ساعت :11:3

اینم یه عکس یادگاری با عباس آقا !!!

هی یادش به خیر به همین زودی یه سال و نیم ازش گذشت !!!

یادمه موقع پایان ترم عملی آناتومی تنه بود !!! دخترای کلاسمون ریخته بودن سر این جسد بیچاره !!! الکی بهشون گفتم نمره های تئوری رو زدن !!! دست از سر جسد برداشتن و رفتن سراغ دکتر حسن زاده !!! من و رضا احمدی هم  با خیال راحت سریع این عکسو گرفتیم و فرار ....

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |


_این روزا چه خبره؟؟؟
تاريخ: چهارشنبه 21 تیر1385 ساعت :3:19

این یکی مال 18 تیر...مال سومین سالگرد قتل زهرا کاظمی...مال همه آزادی خواهان ایرانی...

اینکه می شنوی صدای نسل جوان ِ ، که خواستار آزادی بیان ِ،واسه رهایی هر کسی که برای بیان اندیشش تو زندادن ِ...

بذار بهتر بگم.بازم اون اسنادِ که گواهی می دن. که این آواز من فقط یه فریادِ از میون 60 میلیون فریاد دیگه.جاری شده حنجره افراد دیگه...

 

«همیشه شروع طوفان با یه باد و آغاز سیل خروشان قطره ای آبِ»

 

«این درس ِ بدِ تاریخیست که جای روشنایی بعد از تاریکیست»

 

ای سرباز ایرانی،تو هر زمان به پا خیزی،شروع می شه روزهای جدیدی،ولی تا وقتی تنها نشستی،ادامه داره ظلمت شب و سیاهی.تصمیم با توست.انتخاب توست.

 

«آزادی را باید شخصا ً بخواهی»

 

غفلت نکنید یه لحظه هم. وقتشه ایمان بیاریم به یه مذهب،اونم میهن پرستی.اگه اعتیاد داری،بذار کنار،کینه زیاد داری،اونم بذار کنارو با کمک عشق و امید و همدیگه،میهنمونو می سازیم دوباره.ولی این کاریست که آسون نیست.

 

«بهار آزادی قبل از زمستون نیست»

 

وقتشه دیگه از خودمون نپرسیم این کشور واسه ما چی کرد و جاش واسه یکبار هم که شده بگیم که ما برا میهنمون چی کردیم؟؟؟

چه خوبه از میون ِ هر صد تا قدم شخصی،آدم یه گام هم واسه خاکش ور داره.

 

اینی که خوندین قسمتها یی از شعر یه  rapper به نام" دیو" است که با حذف و اضافه و جا به جایی آورده شده!!!

 

   به روز شده با : سدیم

 

 

                                                                                                      

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: | لينک ثابت |


_مثل یه قاصدک...
تاريخ: پنجشنبه 15 تیر1385 ساعت :20:51

تو فکر بودم.مریم کوچولو درو باز کردو اومد تو.اومد نشست روبروم.نگاش کردم.دستشو گذاشت زیر چونه ش و زل زد تو چشام.

 

باید می گفتم چی شده . گفتم .

گفت : " تو باغچه یه ستاره افتاده بود!!! ."

 

باید می گفتم خوب . گفتم .

گفت : " افتاده بود لای شمشادا . نور نداشت دیگه . تاریک شده بود . اما هنوز سفید بود . پشمالو و نرم بود . خواستم بذارم سر جاش . اما نمی شد . آسمون پر از ستاره بود . هر چی نگاه کردم جاشو پیدا نکردم . اولش خواستم بیارمش بهت نشون بدم اما بعد پشیمون شدم . گفتم بندازمش بالا شاید خودش جاشو پیدا کنه . محکم پرتش کردم بالا . اما . . ."

 

خیره شد بهم . منم .

گفتم : " اما ؟؟؟"

 

نگاهشو ازم دزدید . گفت : " اما باد بردش ."

گفتم : " مثل یه  قاصدک؟؟؟ "

                                                     

     

نوشته ای که خوندین هر جملش از یه جا اومده!!!                  به روز شده با:سدیم 

 

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: | لينک ثابت |


نزول عذاب الهی بعد از اعلام نتایج فیزیولوژی
تاريخ: سه شنبه 13 تیر1385 ساعت :10:36

در پی اعلام نتایج فیزیولوژی(1)زلزله ای به قدرت یه چیزی تو مایه های همون قبلی اینبار خوابگاه هرمزان و کوثر را لرزاند.لازم به ذکر است که زلزله قبلی (وای پس لرزه !!! ساعت 1 و 10 دقیقه شب ) ببخشید یه لحظه دوباره داشت می رفت شروع بشه .

می گفتم : لازم به ذکر است که زلزله قبلی دانشکده پزشکی رالرزانده بود!!!

کارشناسان علم فیزیک بر این اعتقادند که پس لرزه چند لحظه پیش به خاطر صدای جیغ یکی از بچه های کوثر بوده که با کمی تاخیر به خوابگاه هرمزان رسیده است !!!و ربطی به فیزیولوژی نداشته است!!!

در پی این زمین لرزه !!! که باید خود را به سرعت از طبقه سوم به محوطه خوابگاه می رساند به دلیل نداشتن دمپایی به مدت 10 دقیقه سر در گم بود که با وساطت محمد وی پس از یافتن یک جفت دمپایی لنگه به لنگه (دو نیم جفت دمپایی!!!) خود را به پایین محوطه رساند !!! وی دلیل این سرعت خود را این چنین توصیف کرد : آخه 7 دقیقه بود که زلزله تموم شده بود،دیگه داشت خیلی دیر می شد!!! اصرار به یافتن دمپایی در آن موقعیت حساس توسط شخصی که (!!!) به طور معمول تا طبقه اول را پابرهنه می رود جمعی از فیلسوفان برجسته جهان را انگشت به دهان گذاشته است. !!! ترجیح داد دراین باره سکوت کند و تنها به این جمله که " ناخن نخورین ،زشته!!!" بسنده کرد!!!

کلونی های چند نفره از خوابگاه هرمزان گزارش دادند که !!! هم اکنون رفته تو واحدشون و داره یه چیزایی می نویسه !!!

خبرنگار CNN در تحلیلی کوتاه از این حادثه گفت : لامصب SMS هم send نمیشه !!! در همین حال !!! گفت : خسته نباشی

BBC در تحلیل جامع از این حادثه و حادثه پیشین گفت : متخصصان اپیدمیولوژی رابطه معناداری بین شیوع کلمه فیزیو و بروز زلزله یافته اند(p value=0.003)

این شبکه از همگان خواست تا اطلاع ثانوی جدا از تکرار این کلمه خودداری نموده و به جای آن ازاگر چه سخت و طاقت فرساست ولی از واژه فیزیولوژی استفاده نمایند.در ضمن دکتر حاتم نیز یکی از واژه هایی است که به نظر می رسد از طریق همان واژه بر بروز زلزله اثر دارد!!!(OR=3.8)

 

گویا نیوز به نقل از یکی از ورودی های 83 گفت : این 84ی ها همه تا فیزیولوژی (2) رو پاس کنن همه ما رو به کشتن می دن!!!

جمع کثیری از ورودی های 83 و 84 تصمیم دارند که 3شب باقیمانده تا فرار از بندر عباس را بیرون بخوابند تا جوان مرگ نشوند !!!گزارش ها حاکی از آن است که این تصمیم در خوابگاه کوثر به طور جدی تری در حال بحث و بررسی است و هم اکنون جمعی از آنها وسایل مورد نیاز خود را در این سه روز به محوطه خوابگاه منتقل نموده اند و کف محوطه خوابگاه را با پتو فرش کرده اند !!!

(تا الان که 1و 30 دقیقه بامداد هست خدا رو شکر دیگه پس لرزه نداشتیم)

اقتصاد دانان هم اکنون در پی یافتن توجیهی قانع کننده برای قفل کردن در سوئیت در هنگام فرار از زلزله هستند !!!

جمعی از دانشجویان خوابگاه هرمزان در حالی که به شدت نسبت به تداخل زلزله با امتحانات پایان ترم معترض بودند با دادن شعار هایی اعتراض خود را به مسئولین دانشگاه ابراز داشتند از جمله :

"مسئول بی کفایت         خجالت ،خجالت"

"لنگ دمپایی تو سوئیت ، حق مسلم ماست"

 و"سیل،آتش،زلزلهدیگر اثر ندارد     فیزیولوژی افتادیم،اعتراض فایده ندارد"

در همین حال گزارشها از خوابگاه دختران (کوثر) حاکی از آن است که قطعی برق نیز مزید بر علت شده است و تاریکی رعب آوری در محوطه خوابگاه حاکم شده است ونگرانی به خاطر این که نتوانسته اند دور ۵بیوفیزیک را تمام کنند موج می زند در همین حال خبرنگار ما از گم شدن یک کتاب متون اسلامی در خوابگاه گزارش داد و ضمن اشاره به سوء قصد به جان یک اینترن در چند هفته پیش نسبت به ناامنی خوابگاه اظهار نگرانی کرد !!!

ایسنا ضمن گزارش کامل از این حادثه از بینندگان خواست تا برای در امان ماندن از خطرات زلزله از بردن هر گونه اسمی شبیه یا بر وزن فیزیو و یا هرگونه واژه مرتبط با آن (از جمله دکتر حاتم !!!)پرهیز نموده و به اطرافیان خود نیز گوشزد نمائیم !!!

همچنین در آخرین جلسه شورای دانشکده پزشکی در ترم جاری برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی (زلزله) تصمیمات ذیل گرفته شد :

1-   نمرات فیزیولوژی (1) بدون شماره دانشجویی اعلام شود !!!

2-درس فیزیولوژی (2)با یک ترم تاخیر و به صورت تدریجی(1ساعت در هفته) و با استاد پروازی !!! و در فضای آزاد و با نام بافت شناسی باکلاس!!! وبه صورت غیر حضوری و به زبان عربی و هر جلسه در یکی از شهر های کشور به جز بندرعباس و به فاصله حد اکثر 5دقیقه تا اولین مرکز بهداشتی درمانی و با گرفتن رضایت نامه از والدین ارائه شود!!!

3-    فیزیولوژی (2) که 4 واحد اجباری بود به 0.5 واحد اختیاری تبدیل شد و تنها به دانشجویانی ارائه می گردد که معدل ترم قبل آنها بالای 17 باشد !!!

4-کسانی که 3ترم پشت سر هم معدل بالای 17بیاورند حق دارند به یکی از والدین خود بگویند که درس فیزیولوژی گرفته اند !!!

5-تجمع بیش از یک نفر 3روز قبل و 4روز بعد از برگزاری جلسات کلاس فیزیولوژی ممنوع  و ضمن سوراخ شدن کارت تغذیه دانشجویان متخلف آنها در اسرع وقت به کلاس های آموزش کمک های اولیه فرستاده می شوند!!!

6-ضبط کردن جزوه فیزیولوژی یا هر گونه تکثیر آن به منزله اقدام علیه امنیت نظام محسوب می گردد!!!

7-به تمامی که ترم بعد فیزیولوژی دارند مهمانی داده شده و تنها کسانی می توانند این دروس را در بندرعباس بگذرانند که دلایل موجه داشته باشند!!!

8-به محض مشاهده اولین لرزش بلااستثناء تمامی دروس دانشجویانی که فیزیولوژی دارند حذف می گردد ودرآن ترم به آنها مرخصی تحصیلی اعطاء می گردد!!!

9- حضور تا 17/4 جلسات درس فیزیولوژی با ارایه مدرک و دلیل موجه و با نظر استاد بلامانع است ولی حضور در بیش از 17/4جلسات موجب حذف آن درس می گردد!!!

10- مسئولیت تخلف از این موارد به عهده خود دانشجو است و موسسه ژئوفیزیک ایران هیچ گونه مسئولیتی در قبال تخلف از این قوانین نمی پذیرد!!!

 

با تشکر خبرنگار شبکه خبری ورودی های 83 (!!!)

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |


_برداشت آزاد...
تاريخ: پنجشنبه 8 تیر1385 ساعت :17:33

اینا جدیدترین عکسهاییست که از خورشید گرفتند!!!

اینم تصویری که با solar spectroscope از سدیم گرفتند!!!

ایناهم هشدارهایی در مورد سدیم!!!

اینا هم بدون شرح!!!

                        

 

وبلاگ خراب کننده:سدیم

 

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: | لينک ثابت |


وزیر!!!
تاريخ: سه شنبه 6 تیر1385 ساعت :13:18

وزیر یه مهره خوبه ... به شرط اینکه بلد باشی ازش خوب استفاده کنی و الا اگه خدایی نکرده وزیرت بره ...ولی حریفت هنوز وزیر داشته باشه آرزو می کنی هیچ وقت مهره ای به نام وزیر وجود نداشت !!!

می دونی ... خیلی وقتا تو بازی پیش میاد که می تونی وزیر حریفو بزنی به شرطی که وزیر تو رو بزنه !!! یادمه وقتی با کسایی که بهتر از خودم شطرنج بلد بودن بازی می کردم تو این جور موقعیتا شیطونی می کردم و وزیر طرفو می زدم !!! اونم با عصبانیت یه نگاهی بهم می کرد و وزیرمو شوت می کرد بیرون و می گفت :چرا بازی رو خراب می کنی؟ درست بازی کن دیگه !!!

آره خلاصه ... اگه خوش شانسی می آوردم می تونستم یه مساوی از طرف بگیرم و در واقع بازی رو ببرم !!! حالا که تو بازی شطرنج زندگی وزیر برگ برندمه می فهمم بازی کردن با کسایی که بازیشون بده چقدر سخته !!!

 آره!!! آدما واسه یه مهره مثل هم به یه اندازه ارزش قائل نمی شن. بدیش اینه که اونی که وزیرش واسش مهم نیست یه موقعهای میشه میدون دار و هی میخواد مجبورت کنه که وزیرا رو بی خیال شین!!!

 خدا رو چه دیدی شاید یکی از همین روزا منم مثل اون وزیرمو بی خیال شدم و با رخ ماتش کردم !!!

QueenRook

 

بی خیال شده توسط : !!! به درخواست سدیم

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: ورزشی | لينک ثابت |


فیل و سرباز !!!
تاريخ: دوشنبه 5 تیر1385 ساعت :14:27

دیشب قبل از اینکه جزوه واکسیناسیون کودکان رو شروع کنم برا یه لحظه این فکر به ذهنم رسید که :

یکی از برتری های فیل نسبت به پیاده داره که کمتر به چشم میاد اینه که پیاده یکی از حرکتاشو تنها وقتی می تونه انجام بده که یکی رو بکشه ولی فیل می تونه همون حرکتو بدون اینکه کسی رو بکشه انجام بده !!!

راستی به نظر شما این یه مزیته ؟؟؟

BishopPawn

فکر به ذهن خوردن با : !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: ورزشی | لينک ثابت |


عنوان ندارد...
تاريخ: یکشنبه 4 تیر1385 ساعت :18:30

خدايي ساخته اي از جنس نا شناخته هايت٬ ‏‏‏‏‏‏
و آنچنان بزرگش خوانده اي كه كس را ياراي تصورش نيست.
چه هراسيست از خودساخته!؟
خداي من اما از جنس من است٬تسليم و فرمانبردار
هرچه که خواستم از او موجود شد٬
خداي من٬ من است.
مرا بايد كشت!!!

به روز شده با:سدیم

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: | لينک ثابت |


بدون شرح !!!
تاريخ: یکشنبه 4 تیر1385 ساعت :15:33

 

 

                             

                                                            

 به روز شده با : !!!

 

 

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عشقولانه | لينک ثابت |

   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري