چند روزه دیگه؟!!
نوشته شده توسط معبود | موضوع: | لينک ثابت |
تنبیه!
دکتر شمسایی فر : هنوز هیچی نشده یاغی شدین! دفه دیگه اگه ببینم یه مریض شرح حال نداشته باشه می گم نفری ۱۰۰ بار از رو شرح حالاتن بنویسین!
نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |
ژنیکوماستی
Student جراحی به دکتر میرزانیا : بیمار خانم 27 ساله با شکایت از ژنیکوماستی!
نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |
CT scan
رزیدنت سال اول جراحی ( دکتر دهقانی ) به همرا مریض : سی تی اسکن مریضو بده!
همراه مریض : سی تیش چیزی نداره دکتر!!!
![]()
نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |
نحوه برخورد با بیمار ترومایی!
استاد به کارآموزش: نحوه برخورد با بیمار ترومایی را توضیح بده!
کارآموز: استاد این داشته تو خیابون پیاده می رفته یه ماشین با سرعت ۸۰ تا از روبرو زده بهش!

نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |
...!

جاده هنوز سرشار است از سپیدی تردید نکن!
آرام بخواب...بیدار خواهم ماند این شبها٬تا کمتر کابوس ها را با تو باشم!!
برایم دعا کن...هر روز
مانذه ام در راه .
ثانیه ها خیال ماندن ندارند!!!
نوشته شده توسط معبود | موضوع: | لينک ثابت |
بگذار بماند
سالها گذشت انگار و بارها فراز و فرود را تجربه کردم.
به ابهامی سنگین تر از نفس های آنروز از بیراهه ها گذشتم٬به آرامشی رسیدم که افسوس به بستن چشمهایم آسان فرو می ریزد...!!!!
و دوباره از سر نوشتم قصه ی بودن را...بعد آنروز که بیش از همیشه حس کردم٬و بعد آنشب که دلم می خواست باران ببارد و نبارید! و هزار بار گفتم...متاسفم!!!!
و حالا...ایستاده ام...هنوز هم!
چیزی این میان گنگ تر است از نگاه های هر روزت!
سالها پیش گفته بودم برایت ! یادت هست؟!
و من باز ایستاده ام! و اینبار...می دانم چرا!!
حس می کنم سالها گذشته...
خوب نگاه کن٬شاید آخرین فرصت ها هرگز نیایند!
نوشته شده توسط معبود | موضوع: | لينک ثابت |
دل نوشته ها
هنوز هم!
هنوز تشنه ی یک قطره زندگی ام! هنوز هم درگیر این خیال کهنه ام!شاید بیشتر از گذشته!
واژه ها را باید باور کرد!!؟ بودن هنوز در هاله ای است از ابهام و رفتن...ملموس تر!
هر لحظه موجی است و آرامشی که سلولهای قشر مغزم را می تکاند...!!
و تنهایی...این روزها سلولی است سیار...
چه کسی می داند؟!
کفه ها ویران شدند و عدالتی نیست!
شیشه ها را شکستیم و سنگها پایدارند!
نگاه کن همانجا که چشمهایت ندید!!!!

نوشته شده توسط معبود | موضوع: | لينک ثابت |
present
دکتر میرزانیا به جمع :student ِ این مریض کیه؟
همه سکوت کردند.
دکتر میرزانیا به جمع : intern ِ این مریض کیه ؟
همه سکوت کردند.
دکتر میرزانیا به مریض : پاشو خودتو present کن!!!
نوشته شده توسط !!! | موضوع: طنز | لينک ثابت |
سرزنش
حراج شد همه بودن ها به قیمت دل! چه ارزان فروخته شد بودن ها و چه ناچیز شمرده شد دل! و اینک عالمی در بی دل بودن غرق است و نجاتی نیست.
مثل یک باد بهاری یا یک سرود مبهم بر باد رفته آمدی و فرا گرفتی همه جا را ولی افسوس که هیچ گاه آرام نگرفتی و جز گرد و خاکی از خود به جا نگذاشتی.و من همچنان به دور می نگرم!
نوشته شده توسط !!! | موضوع: عشقولانه | لينک ثابت |
جنگل
فاصله یه حرف سادهست بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه شنیدن یا نشنیدن
***************************************
ما میخواستیم از درختها کاغذ و قلم بسازیم
بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم
آینهها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم
رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتیم!!!
زنگ خوشصدای تفریح واسهمون زنگ خطر شد
همهی چوبهای جنگل دستهی تیغ تبر شد
**************************************
اگه حرفمو شنیدی جنگلو نده به پاییز
کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز
باجوونهها یکی شو قد بکش نگو که سخته
جنگل تازه به پا کن هر یه آدم یه درخته!!!

