تبليغاتX
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000


فوق العاده افتضاح!!!
تاريخ: دوشنبه 31 فروردین1388 ساعت :16:58

امروز رفتم یه سر قسمت نظرسنجی دیدم همین روزاست که افتضاح جای فوق العاده رو تو نظرات در مورد وبلاگ پنیسیلین بگیره! یه کم دلم گرفت!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: شخصی | لينک ثابت |


jqhn! ;))
تاريخ: یکشنبه 30 فروردین1388 ساعت :10:51

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: شخصی | لينک ثابت |


خیلی چیزا!!!
تاريخ: یکشنبه 30 فروردین1388 ساعت :10:37

خیلی چیزا از همین جا شروع شد! خیلی چیزا می خوام بگم! خیلی چیزا تموم شد! خیلی چیزا حروم شد! خیلی چیزا قشنگ بود! خیلی چیزا بی فایده است! خیلی چیزا می پوسه! خیلی چیزا دروغه! خیلی چیزا سرده! مگه نه؟؟؟

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: شخصی | لينک ثابت |


می کشمت
تاريخ: چهارشنبه 12 فروردین1388 ساعت :4:4

 

 

بیدار شدم.تمام تنم می سوخت.همچی بهم زل زده بود و از کارش راضی بود که می خواستم بزنم لهش کنم.

گفتم آخه از کجا افتادی توووو!

جوابمو نداد.خندید فقط.گفت ما آدمفروش نیستیم.می سوزه نه!!؟بالاخره دیگه!

گفتم اینجوریه؟!...آره؟!

و تنها چیزی که ازش موند دونه ای بود که دستش گرفته بود بهانه کنه واسه زنده موندن و بوی مورچه ای که تمام اتاق رو ورداشته بود.

حس می کنم انتقاممو ازش گرفتم.

یکی نیست بگه مگه آخه اینجا جاده ابریشمه!

 

             نوشته شده توسط معبود | موضوع: شخصی | لينک ثابت |


روشن تر
تاريخ: چهارشنبه 12 فروردین1388 ساعت :3:59

 

باران که بارید شستم همه ی نگاههای کهنه را.نو شدم.

برای ماندنی دوباره٬محکم تر اینبار٬بند کفشم را سفت تر از همیشه بستم!

ساعتم را کوک کردم٬دورتر از همیشه گذاشتم!

نوشتم بد نوشتی از نو بنویس!

تقویم جدید با روزهای خط نخورده و سال طی نشده.فرصت هنوز هست.هنوز هستم.

دیشب باز یک قدم مانده بود تا رفتن! ماندم تا تمام کنم راه نرفته را !!

باران که بارید گرچه خیلی دیر بارید روحم را شستم.

باران که بارید...ستاره ام باز پیدا شد.

چه سال خوبی است امسال

 

             نوشته شده توسط معبود | موضوع: شخصی | لينک ثابت |

   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري