تبليغاتX
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000


ماه رمضان!!!
تاريخ: شنبه 31 مرداد1388 ساعت :9:20

خیلی وقت ندارم! باید برم بندر!

جیلی هم ناراحته!!! حالش خوب نیست!

اما اومدم همینو بگم و برم!

الان دیگه ماه رمضونه! سعی کنین خیلی خوب ازش استفاده کنین! چون میتونه تو این ماه ساعت مفید کار آدم تا ۲ برابر افزایش پیدا کنه یا اصلا به صفر میل کنه!

پس واسش برنامه جداگونه ای بریزین!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


copy va paste emaile Dr eftekhar
تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت :18:43

سلام به همه! این هم از صحبتهای خانم افتخار عینا!!! بدون م و زیاد!!! موفق باشید!

salam be hameie azizani ke portalashand........
bezarin az tajrobeie khodam dar emtehane jame olum paye baratun begam:
taghriban chizi hodude 45 ruz vaght dashtm,hodudan ruzi 7hr dars
mikhundam(albate khodemunima  bazi ruza ham dodar mikardam:-)
amma inke chi mikhundam :darsnameye jame olum paye entesharate ketabe mir
only hamin testa ro khundam,javabe testa ro kheili daghigh mikhundam
va hatman kholase
bar midashtam,garche avalesh ehsas mikardam in kholaseh nevisiha
kheili vaghtamo migire
vali ruzaye akhar vaghean be dardam khordan.......
darsa ro be surate tarkibi mikhundam,ruzi 3_4dars(2ta major,1-2ta minor)dige
bar hasbe ahammeiateshun zaman mizashtam,masalan physio ro aksare ruza
3-4hr mikhundam,
ya be hamin tartib anatomy ro,anatomy ro kamel testa ro ba atlas pish
miraftam va
albate kholase bar midashtam.......
darsaie minoro(taghzeeye,ravan,.....)bishtar gozashtam bara 15-20 ruze akhar,
ruzi 2 ta minoro mikhundam(ma"aarefo gozashtam ye shab munde be
emtehan testasho khundam:-)
darsaye terme 5th(term ghabl az olum paye ro migam)kheyli khub khundamo
testasho hamzaman mizadam(angalshenasi,pathology,behdasht 3)va tu forje only ye
quick review lazem bud chon khoda ro shokr kamel baram ja oftade bud....
biochimestry fek konam tanha darsi bud ke taghriban hichi yadam nabud
va haminam baes mishod
kheiki kond pish bere,bara hamin bar asas ahammeeyate mataleb(masalan
metabolisme
ghand nomreye kheili balatari ro be khodesh ekhtesas mide nesbat be lipid)
aval khalasehasho mikhundamo yaddasht bar midashtam ba'd shoru
mikardam be test zadan....
ghesmate avale har darsi tu hamin darsname ahammeite matalebo bar
hasbe nomarati ke
ma'mulan tu emtehane jame be khodesh ekhtesas mide ro zekr karde,
hatman tavajoh mikonid dige..............

GOD Bless...
good luck...

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


یاس و ناامیدی!
تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت :11:36

امیدوارم به دردتون بخوره! راستی به توصیه! سعی کنین همه جا فایل word را با ۲۰۰۳ ذخیره کنین! من به مشکل بر خوردم واسه این پست! اما دارم حلش می کنم! نت بوکم باهامه خوشبختانه!

یکی از مهمترین کارهایی که باید در جهت موفقیت انجام داد استفاده از احساسات در جهت مثبت است. برخی از احساسات می توانند در درون ما ایجاد حرکت نمایند و برخی دیگر ما را از حرکت باز می دارند و یا منحرف می کنند این مساله در درون هر فردی متفاوت است و ممکن است کسی با احساس ناراحتی شروع به حرکت کند و دیگری با احساس خوشحالی!

انسانی موفق است که یاد بگیرد از تمامی احساساتش برای حرکت به سوی موفقیت استفاده کند. کمی سخت است کسی که با احساس خوشحالی حرکت می کند بتواند با احساس ناراحتی هم به سوی موفقیت حرکت کند و برعکس! البته زیاد هم سخت نیست! چند دقیقه وقت لازم دارد!

به هر حال در حال حاضر الان موضوع بحث نه خوشحالی است و نه ناراحتی! من می خواهم احساس دیگری که در انسانهای که میتوانند موفق باشد قربانیان بیشتری می گیرد را مورد بحث قرار دهم!

احساس نا امیدی و یاس! اگر از آن دسته از کسانی هستید که به این دلیل که احساس می کنید به هدفی که می خواهید نمی رسید از حرکت ایستاده اید شما به یاس و ناامیدی مبتلا هستید.

اگر هنوز دفترچه یادداشت ندارید باید پست های قبلی را بخوانید.

اگر دارید در دفترچه خود این سوال را یادداشت و کاملا واقع بینانه به آن پاسخ دهید.

آیا احساس می کنید هدف هایتان برای موفقیت بیش از اندازه بزرگ هستند و نمی توانید به آنها دست یابید؟

فکر نمی کنید دلیل آنکه نمی توانید به آنها دست یابید این است که لوازم آن را در حال حاضر ندارید؟

لوازمی که برای رسیدن به اهدافتان نیاز دارید را بنویسید! در واقع من می خواهم شما یک سری اهداف بین راهی را انتخاب کنید!

آیا این اهداف هنوز بزرگند؟ آنقدر که نتوان به آنها دست یافت؟مشکلی ندارد! می توانید برای آنها هم اهداف بین راهی مشخص کنید!

بله! شما باید اهدافی داشته باشید که شما را به حرکت وا دارند! نه آنقدر بزرگ و نه آنقدر کوچک که هیچ کاری در جهت رسیدن به آن انجام ندهید! در واقع هدف از هدف گذاری همین است! متوجه شده ام بسیاری از افراد که خود موفق هستند از بقیه می خواهند بدون محدودیت هدف های خود را انتخاب کنند. در حالی که غافلند که این مساله نمی تواند آنها را به حرکت وا دارد. در واقع اهداف بسیار بزرگ در حدی که نتوانیم باور کنیم به آنها می رسیم با نداشتن هدف فرقی ندارد. ممکن است در زمان های مختلف فکر کنیم به یک هدف می رسیم یا به آن هدف نمی رسیم!

یکی از اصول موفقیت اصل انعطاف پذیری است! پس اهداف خود را تغییر دهید! طوری که شما را به حرکت وا دارد!

بدانید که این اهداف باید در جهت هدف های بزرگ و دست نیافتنی شما باشند!

نه! نه! نه! اشتباه نکنید! اهداف بزرگتان را هرچند بسیار دست نیافتنی باشند تغییر ندهید! آنها باید در همیشه جلوی چشمتان باشند. اما به این که به آنها نمی توانید برسید فکر نکنید! این فکر ممکن است شما را از حرکت باز دارد! اهدافی کوچکتر را در بین راه مشخص کنید و به آنها برسید.

مطمئن باشید با این روش بسیاری از اهداف دست نیافتنی تان دست یافتنی می شوند! فقط حواستان باشد!

1-      اهداف اصلی و به نظردست نیافتنی خود را فراموش نکنید و هر روز آنها را برای خود مرور کنید.

2-      اهداف بین راهی خود را از آن حدی که فکر می کنید قابل دسترس هستند کوچکتر نکنید

3-      از همه توانتان برای رسیدن به آنها استفاده کنید

آرزومند موفقیت شما .... " حمیدرضا محبوبی"

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


تالاپ تالاپ!
تاريخ: سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت :9:5

تالاپ تالاپ!

این صدای قلبمه!

قابلمه نه قلبمه!

اه! بی ذوق! اصلا نخواستم! اصلا نمی گم چه خبره!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: شخصی | لينک ثابت |


خبر خوش!!!
تاريخ: جمعه 9 مرداد1388 ساعت :12:43

بی شک اولین قدم در راه موفقیت شنیدن توصیه های افراد موفق هست!

ما سعی داریم این امکان رو برای شما فراهم کنیم!

در مورد امتحان جامع علوم پایه بدون شک یکی از موفق ترین افراد در دانشگاه بندرعباس خانم فاطمه افتخار هست که تونست رتبه 8 کشوری رو کسب کنه!

راهنمایی ها و گفته های ایشون میتونه واسه همه علوم پایه ای ها جالب باشه! واسه شروع ازشون خواستیم که یه مطلب واسه وبلاگمون بفرستن و ایشون قبول زحمت کردن! البته ترجیح میدادن به صورت پرسش و پاسخ باشه که ما هم استقبال کردیم! لطفا:

۱- به بقیه علوم پایه ای ها خبر بدین

۲- سوالاتون رو تو قسمت نظرات بذارین!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


از فکر تا عمل!
تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت :17:33

امروز می خوام به افتخار یه هم دانشگاهی براتون از فاصله فکر تا عمل بگم!

بهتره این فاصله رو اینجوری براتون تشبیه کنم! عبور از اون می تونه به راحتی عبور از یه پل 50 متری باشه! در حالی که اگه این پل وجود نداشته باشه در واقع به محالی پرش از یه بلندی به بلندی دیگر به فاصله 50 متر هست!

این پل چیه و کی می تونه اون رو بسازه؟

این پل برنامه ریزی هست و هرکس معمار پل برای خودشه! بقیه فقط می تونن نظر بدن!

پس من الان می خوام چیکار کنم؟

من می خوام به برنامه ریزی کمک کنم!

آهان! قضیه یکم فرق کرد! اگه شما از اون دسته هستین که خیلی فکر کردین حتما برنامه ریزی هم کردین! پس می مونه عمل به برنامه!

این فقط مشکل شما نیست! مشکل همه هست! حتی خود من! اما من تونستم با یه سری از کارا به برنامه هام عمل کنم! امیدوارم اونا به درد شما هم بخوره!

پس الان مرحله عمل به برنامه ریزی رو می گم که مشکل خیلی ها هست! و بعد مرحله برنامه ریزی رو! البته اگه کسی بخواد که اون رو هم بگم! آخه ممکنه حرفام اونجا تکراری باشه!

بذارین ببینم! شما برنامه تون رو رو کاغذ می نویسین یا تو ذهنتون نگه می دارین؟؟؟

اولین جوابی که کسایی که برنامه رو تو ذهنشون دارن به من می دن اینه که : خوب مگه فرقی هم می کنه؟

جواب اینه که صد در صد! این مهم ترین چیزیه که به من در عمل به برنامه هام کمک می کنه و بدون اون در واقع می تونم به طور خلاصه بگم که هیچ وقت به برنامه هام عمل نمی کنم مگر ایکه زمانی برسه که مجبور باشم!

علاوه بر اینکه برنامتون رو می نویسین باید همیشه جلو چشماتون باشه و در روز بارها و بارها از روش بخونین!

در غیر این صورت ساده ترین کارها از یادتون میره و اصلا انجامش اهمیتی نداره و شما اونقدر دچار ضعف و سستی میشین که بلند شدن از تختتون به سختی بلند شدن از زیر 100ها تن بار میشه و شما خالی از انرژی و خلع سلاح خواهید بود و شما مطمئن خواهید بود که هیچ امیدی به موفقیت که هیچ، هیچ امیدی به بیدار شدن و بلند شدنتان از رختخواب هم نیست!

می دونین چرا اینقدر خوب می تونم توصیف کنم؟؟؟ چون بارها و بارها دچار این حالت شده ام! اما خوب می دانم مبارزه با آن بسیار راحت تر از آن است که فکر می کنید.

باید از انجام کارها انرژی گرفت! مثلا من از اینکه صبحونه بخورم علاوه بر انرژی  که از مواد غذاییش کسب می کنم یه انرژی به عنوان جایزه از تیک زدن اون تو برنامه روزانه ام می گیرم! شاید این واسه شما معنی نداشته باشه! چون هر روز صبحونه می خورین اما واسه من که می تونم به جرات بگم که به جز روزهای جمعه که نزدیکای ظهر صبحونه می خوردم تا همین 40 روز پیش در طول 5 سال تحصیلم 10 بار صبحونه نخورده بودم خیلی معنی داره!

اما تو همین 40 روزه حداقل 10 روز تو 20 روز اول و تقریبا تمامی 20 روز دوم رو صبحونه خوردم! جالب اینجاست که تو اون 10 روزی که نخوردم در طول روز بارها به این فکر کرده ام که امروز من چقدر با روزهای دیگه من که با صبحونه خوردن آغاز میشه فرق داره!

پس بگردین و ببینین تو زندگی چه کارای مهم و کوچیکی رو انجام نمی دین که هرروز میشه انجامش داد! از اونا به عنوان منبع انرژی استفاده کنین!

انجام کارهای کوچک منبع انرژی برای کارهای بزرگ است!!!

این کارا در مورد هر کسی فرق می کنه و برای دیگری بی معنیه! اما چند تا مثال می زنم!

شونه کردن موها، سلام کردن به اطرافیان، اتو کردن لباسا، عطر زدن، مسواک زدن، آب خوردن، 10 دقیقه پیاده روی، نماز خوندن، دوچرخه سواری، رادیو گوش دادن، آب دادن به گل ها ....

حتما برنامه تون رو بنویسین، حتما کارای کوچیکی که حتی گاهی فراموش میشه رو هم بنویسین، حتما وقتی عمل میشه تیک بزنین، مال یک هفته رو نگه دارین و بررسی کنین!از انجام کارای کوچیک انرژی می گیرین واسه ادامه!

فعلا این باشه! زود می آم! خیلی از این مطلب مونده! تازه این مال برنامه ریزی روزانه است! خیلی ها وقتی می گن فکر و برنامه ریزی دارن هفتگی و ماهانه و سالانه و یا 10 سالانه و 20 سالانه فکر می کنن!

اما من نظرم اینه که واسه نظم دادن به اون برنامه ها اول برنامه روزانه رو نظم بدین! بقیه خودش مرتب میشه! در مورد من برنامه روزانه خیلی سخت تر از بقیه بود! البته هنوز برنامه 10 سالانه و 20 سالانه مکتوب ندارم!!!

" حمیدرضا محبوبی از وبلاگ پنیسیلین"

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |

   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري