تبليغاتX
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000


من هم خوشبختم!!!
تاريخ: پنجشنبه 26 شهریور1388 ساعت :8:49

 

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر....

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم....

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است..

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:

مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،

زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است.. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم..

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد..

2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.

3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.

نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟

نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد..

روزهاي تشويق به پايان ميرسد!

نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!

برندگان به زودي فراموش ميشوند!

اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:

1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2.. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ....

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند ....

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


نت بوک!!!
تاريخ: پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت :9:7

یه مدته نیومدم اینجا! واسه این بود که یه روز وقتی نت بوکم رو خاموش کردم دیگه روشن نشد! انگار فقط فن روشن می شد!

خیلی ناراحت کننده بود! اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که برم اینترنت بگردم شاید یه عده ای دیگه هم به این مشکل برخوردن! ببینم میشه فهمید مشکل از چیه!؟

اینترنت دم دست نبود و من هم اصلا نمی تونستم صبر کنم! تلفن زدم به یکی از دوستام که کامپیوتری داشت! گفت بیار آشنا دارم میدیم درست می کنه! احتمالا از RAM باشه!

بردم پیشش! داد به دوستش! فرداش گفت از Motherboard هست. باید بره تهران! فرستادن تهران و بعد از دو هفته که من دیگه از یزد اومده بودم بندر گفتن باید Motherboard  عوض بشه! دویست هزار تومان خرجشه!!!

تا اون موقع خوشبختانه تو بندر یه Search کوچولو کردم و دیدم که یه مشکل نرم افزاری کوچیکه! گفتم نت بوک رو ببندن بفرستن بیاد!

وقتی رسید دستم یه 15 دقیقه طول کشید که خودم درستش کردم!

گاهی ساده ترین راه حل ها رو به این خاطر که می ترسیم نکنه به نتیجه نرسه ول می کنیم و یه کارایی می کنیم که ....

به عاقبت کاری که می کنین فکر بکنبن اما فقط به این خاطر که خیلی بعیده اون کار جواب بده بی خیالش نشین!!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


ماه رمضان!!!
تاريخ: شنبه 31 مرداد1388 ساعت :9:20

خیلی وقت ندارم! باید برم بندر!

جیلی هم ناراحته!!! حالش خوب نیست!

اما اومدم همینو بگم و برم!

الان دیگه ماه رمضونه! سعی کنین خیلی خوب ازش استفاده کنین! چون میتونه تو این ماه ساعت مفید کار آدم تا ۲ برابر افزایش پیدا کنه یا اصلا به صفر میل کنه!

پس واسش برنامه جداگونه ای بریزین!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


copy va paste emaile Dr eftekhar
تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت :18:43

سلام به همه! این هم از صحبتهای خانم افتخار عینا!!! بدون م و زیاد!!! موفق باشید!

salam be hameie azizani ke portalashand........
bezarin az tajrobeie khodam dar emtehane jame olum paye baratun begam:
taghriban chizi hodude 45 ruz vaght dashtm,hodudan ruzi 7hr dars
mikhundam(albate khodemunima  bazi ruza ham dodar mikardam:-)
amma inke chi mikhundam :darsnameye jame olum paye entesharate ketabe mir
only hamin testa ro khundam,javabe testa ro kheili daghigh mikhundam
va hatman kholase
bar midashtam,garche avalesh ehsas mikardam in kholaseh nevisiha
kheili vaghtamo migire
vali ruzaye akhar vaghean be dardam khordan.......
darsa ro be surate tarkibi mikhundam,ruzi 3_4dars(2ta major,1-2ta minor)dige
bar hasbe ahammeiateshun zaman mizashtam,masalan physio ro aksare ruza
3-4hr mikhundam,
ya be hamin tartib anatomy ro,anatomy ro kamel testa ro ba atlas pish
miraftam va
albate kholase bar midashtam.......
darsaie minoro(taghzeeye,ravan,.....)bishtar gozashtam bara 15-20 ruze akhar,
ruzi 2 ta minoro mikhundam(ma"aarefo gozashtam ye shab munde be
emtehan testasho khundam:-)
darsaye terme 5th(term ghabl az olum paye ro migam)kheyli khub khundamo
testasho hamzaman mizadam(angalshenasi,pathology,behdasht 3)va tu forje only ye
quick review lazem bud chon khoda ro shokr kamel baram ja oftade bud....
biochimestry fek konam tanha darsi bud ke taghriban hichi yadam nabud
va haminam baes mishod
kheiki kond pish bere,bara hamin bar asas ahammeeyate mataleb(masalan
metabolisme
ghand nomreye kheili balatari ro be khodesh ekhtesas mide nesbat be lipid)
aval khalasehasho mikhundamo yaddasht bar midashtam ba'd shoru
mikardam be test zadan....
ghesmate avale har darsi tu hamin darsname ahammeite matalebo bar
hasbe nomarati ke
ma'mulan tu emtehane jame be khodesh ekhtesas mide ro zekr karde,
hatman tavajoh mikonid dige..............

GOD Bless...
good luck...

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


یاس و ناامیدی!
تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت :11:36

امیدوارم به دردتون بخوره! راستی به توصیه! سعی کنین همه جا فایل word را با ۲۰۰۳ ذخیره کنین! من به مشکل بر خوردم واسه این پست! اما دارم حلش می کنم! نت بوکم باهامه خوشبختانه!

یکی از مهمترین کارهایی که باید در جهت موفقیت انجام داد استفاده از احساسات در جهت مثبت است. برخی از احساسات می توانند در درون ما ایجاد حرکت نمایند و برخی دیگر ما را از حرکت باز می دارند و یا منحرف می کنند این مساله در درون هر فردی متفاوت است و ممکن است کسی با احساس ناراحتی شروع به حرکت کند و دیگری با احساس خوشحالی!

انسانی موفق است که یاد بگیرد از تمامی احساساتش برای حرکت به سوی موفقیت استفاده کند. کمی سخت است کسی که با احساس خوشحالی حرکت می کند بتواند با احساس ناراحتی هم به سوی موفقیت حرکت کند و برعکس! البته زیاد هم سخت نیست! چند دقیقه وقت لازم دارد!

به هر حال در حال حاضر الان موضوع بحث نه خوشحالی است و نه ناراحتی! من می خواهم احساس دیگری که در انسانهای که میتوانند موفق باشد قربانیان بیشتری می گیرد را مورد بحث قرار دهم!

احساس نا امیدی و یاس! اگر از آن دسته از کسانی هستید که به این دلیل که احساس می کنید به هدفی که می خواهید نمی رسید از حرکت ایستاده اید شما به یاس و ناامیدی مبتلا هستید.

اگر هنوز دفترچه یادداشت ندارید باید پست های قبلی را بخوانید.

اگر دارید در دفترچه خود این سوال را یادداشت و کاملا واقع بینانه به آن پاسخ دهید.

آیا احساس می کنید هدف هایتان برای موفقیت بیش از اندازه بزرگ هستند و نمی توانید به آنها دست یابید؟

فکر نمی کنید دلیل آنکه نمی توانید به آنها دست یابید این است که لوازم آن را در حال حاضر ندارید؟

لوازمی که برای رسیدن به اهدافتان نیاز دارید را بنویسید! در واقع من می خواهم شما یک سری اهداف بین راهی را انتخاب کنید!

آیا این اهداف هنوز بزرگند؟ آنقدر که نتوان به آنها دست یافت؟مشکلی ندارد! می توانید برای آنها هم اهداف بین راهی مشخص کنید!

بله! شما باید اهدافی داشته باشید که شما را به حرکت وا دارند! نه آنقدر بزرگ و نه آنقدر کوچک که هیچ کاری در جهت رسیدن به آن انجام ندهید! در واقع هدف از هدف گذاری همین است! متوجه شده ام بسیاری از افراد که خود موفق هستند از بقیه می خواهند بدون محدودیت هدف های خود را انتخاب کنند. در حالی که غافلند که این مساله نمی تواند آنها را به حرکت وا دارد. در واقع اهداف بسیار بزرگ در حدی که نتوانیم باور کنیم به آنها می رسیم با نداشتن هدف فرقی ندارد. ممکن است در زمان های مختلف فکر کنیم به یک هدف می رسیم یا به آن هدف نمی رسیم!

یکی از اصول موفقیت اصل انعطاف پذیری است! پس اهداف خود را تغییر دهید! طوری که شما را به حرکت وا دارد!

بدانید که این اهداف باید در جهت هدف های بزرگ و دست نیافتنی شما باشند!

نه! نه! نه! اشتباه نکنید! اهداف بزرگتان را هرچند بسیار دست نیافتنی باشند تغییر ندهید! آنها باید در همیشه جلوی چشمتان باشند. اما به این که به آنها نمی توانید برسید فکر نکنید! این فکر ممکن است شما را از حرکت باز دارد! اهدافی کوچکتر را در بین راه مشخص کنید و به آنها برسید.

مطمئن باشید با این روش بسیاری از اهداف دست نیافتنی تان دست یافتنی می شوند! فقط حواستان باشد!

1-      اهداف اصلی و به نظردست نیافتنی خود را فراموش نکنید و هر روز آنها را برای خود مرور کنید.

2-      اهداف بین راهی خود را از آن حدی که فکر می کنید قابل دسترس هستند کوچکتر نکنید

3-      از همه توانتان برای رسیدن به آنها استفاده کنید

آرزومند موفقیت شما .... " حمیدرضا محبوبی"

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


خبر خوش!!!
تاريخ: جمعه 9 مرداد1388 ساعت :12:43

بی شک اولین قدم در راه موفقیت شنیدن توصیه های افراد موفق هست!

ما سعی داریم این امکان رو برای شما فراهم کنیم!

در مورد امتحان جامع علوم پایه بدون شک یکی از موفق ترین افراد در دانشگاه بندرعباس خانم فاطمه افتخار هست که تونست رتبه 8 کشوری رو کسب کنه!

راهنمایی ها و گفته های ایشون میتونه واسه همه علوم پایه ای ها جالب باشه! واسه شروع ازشون خواستیم که یه مطلب واسه وبلاگمون بفرستن و ایشون قبول زحمت کردن! البته ترجیح میدادن به صورت پرسش و پاسخ باشه که ما هم استقبال کردیم! لطفا:

۱- به بقیه علوم پایه ای ها خبر بدین

۲- سوالاتون رو تو قسمت نظرات بذارین!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


از فکر تا عمل!
تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت :17:33

امروز می خوام به افتخار یه هم دانشگاهی براتون از فاصله فکر تا عمل بگم!

بهتره این فاصله رو اینجوری براتون تشبیه کنم! عبور از اون می تونه به راحتی عبور از یه پل 50 متری باشه! در حالی که اگه این پل وجود نداشته باشه در واقع به محالی پرش از یه بلندی به بلندی دیگر به فاصله 50 متر هست!

این پل چیه و کی می تونه اون رو بسازه؟

این پل برنامه ریزی هست و هرکس معمار پل برای خودشه! بقیه فقط می تونن نظر بدن!

پس من الان می خوام چیکار کنم؟

من می خوام به برنامه ریزی کمک کنم!

آهان! قضیه یکم فرق کرد! اگه شما از اون دسته هستین که خیلی فکر کردین حتما برنامه ریزی هم کردین! پس می مونه عمل به برنامه!

این فقط مشکل شما نیست! مشکل همه هست! حتی خود من! اما من تونستم با یه سری از کارا به برنامه هام عمل کنم! امیدوارم اونا به درد شما هم بخوره!

پس الان مرحله عمل به برنامه ریزی رو می گم که مشکل خیلی ها هست! و بعد مرحله برنامه ریزی رو! البته اگه کسی بخواد که اون رو هم بگم! آخه ممکنه حرفام اونجا تکراری باشه!

بذارین ببینم! شما برنامه تون رو رو کاغذ می نویسین یا تو ذهنتون نگه می دارین؟؟؟

اولین جوابی که کسایی که برنامه رو تو ذهنشون دارن به من می دن اینه که : خوب مگه فرقی هم می کنه؟

جواب اینه که صد در صد! این مهم ترین چیزیه که به من در عمل به برنامه هام کمک می کنه و بدون اون در واقع می تونم به طور خلاصه بگم که هیچ وقت به برنامه هام عمل نمی کنم مگر ایکه زمانی برسه که مجبور باشم!

علاوه بر اینکه برنامتون رو می نویسین باید همیشه جلو چشماتون باشه و در روز بارها و بارها از روش بخونین!

در غیر این صورت ساده ترین کارها از یادتون میره و اصلا انجامش اهمیتی نداره و شما اونقدر دچار ضعف و سستی میشین که بلند شدن از تختتون به سختی بلند شدن از زیر 100ها تن بار میشه و شما خالی از انرژی و خلع سلاح خواهید بود و شما مطمئن خواهید بود که هیچ امیدی به موفقیت که هیچ، هیچ امیدی به بیدار شدن و بلند شدنتان از رختخواب هم نیست!

می دونین چرا اینقدر خوب می تونم توصیف کنم؟؟؟ چون بارها و بارها دچار این حالت شده ام! اما خوب می دانم مبارزه با آن بسیار راحت تر از آن است که فکر می کنید.

باید از انجام کارها انرژی گرفت! مثلا من از اینکه صبحونه بخورم علاوه بر انرژی  که از مواد غذاییش کسب می کنم یه انرژی به عنوان جایزه از تیک زدن اون تو برنامه روزانه ام می گیرم! شاید این واسه شما معنی نداشته باشه! چون هر روز صبحونه می خورین اما واسه من که می تونم به جرات بگم که به جز روزهای جمعه که نزدیکای ظهر صبحونه می خوردم تا همین 40 روز پیش در طول 5 سال تحصیلم 10 بار صبحونه نخورده بودم خیلی معنی داره!

اما تو همین 40 روزه حداقل 10 روز تو 20 روز اول و تقریبا تمامی 20 روز دوم رو صبحونه خوردم! جالب اینجاست که تو اون 10 روزی که نخوردم در طول روز بارها به این فکر کرده ام که امروز من چقدر با روزهای دیگه من که با صبحونه خوردن آغاز میشه فرق داره!

پس بگردین و ببینین تو زندگی چه کارای مهم و کوچیکی رو انجام نمی دین که هرروز میشه انجامش داد! از اونا به عنوان منبع انرژی استفاده کنین!

انجام کارهای کوچک منبع انرژی برای کارهای بزرگ است!!!

این کارا در مورد هر کسی فرق می کنه و برای دیگری بی معنیه! اما چند تا مثال می زنم!

شونه کردن موها، سلام کردن به اطرافیان، اتو کردن لباسا، عطر زدن، مسواک زدن، آب خوردن، 10 دقیقه پیاده روی، نماز خوندن، دوچرخه سواری، رادیو گوش دادن، آب دادن به گل ها ....

حتما برنامه تون رو بنویسین، حتما کارای کوچیکی که حتی گاهی فراموش میشه رو هم بنویسین، حتما وقتی عمل میشه تیک بزنین، مال یک هفته رو نگه دارین و بررسی کنین!از انجام کارای کوچیک انرژی می گیرین واسه ادامه!

فعلا این باشه! زود می آم! خیلی از این مطلب مونده! تازه این مال برنامه ریزی روزانه است! خیلی ها وقتی می گن فکر و برنامه ریزی دارن هفتگی و ماهانه و سالانه و یا 10 سالانه و 20 سالانه فکر می کنن!

اما من نظرم اینه که واسه نظم دادن به اون برنامه ها اول برنامه روزانه رو نظم بدین! بقیه خودش مرتب میشه! در مورد من برنامه روزانه خیلی سخت تر از بقیه بود! البته هنوز برنامه 10 سالانه و 20 سالانه مکتوب ندارم!!!

" حمیدرضا محبوبی از وبلاگ پنیسیلین"

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


چیزای بزرگ
تاريخ: چهارشنبه 31 تیر1388 ساعت :12:1

دلیل اینکه خیلی آدما به چیزای بزرگ فکر نمی کنن این نیست که نمی تونن به اونا برسن!

در واقع دلیل اینکه آذما به چیزای بزرگ نمی رسن اینه که بهش فکر نمی کنن!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


بازی با ذهن!!!
تاريخ: یکشنبه 28 تیر1388 ساعت :16:25

خیلی ساده است!!!

امروز درس اصلا تو ذهنم هم نیومده بود تا الان!!!

از خودم پرسیدم چرا؟؟؟ گفت خوب تعطیله دیگه!

اما من تو برنامه ریزیم اصلا به اینکه کی تعطیله و کی نیست توجه نکرده بودم!!!

البته چرا!!! فقط از این نظر که باید بیشتر بخونم روزای تعطیل!!!

خوب پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مغز آدم اینجوریه که بین تعطیلی و درس نخوندن یه ارتباط برقرار می کنه! تا اسم این می آد اون می آد تو ذهنت!!!

چه جوری میشه این ارتباط رو تغییر داد! خیلی راحته! یه کم باید آگاهانه با این ناخودآگاه ذهنمون مقابله کنیم!

مثلا!!! تودفترمون یادداشت کنیم تعطیلات = درس خوندن بیشتر!!!

خاطره خوب  یه روز تعطیل رو که درس خوندیم بنویسیم! و هی تکرار کنیم! امروز تعطیلم پس خوب می تونم درس بخونم!

عین همون ناخودآگاهی که میگه امتحان دارم و باید درس بخونم! مغز انسان پیچیده است اما قوانین ساده ای داره!

بگردین تو ذهنتون و این نا خودآگاه های مخرب رو پیدا کنین و آگاهانه نابودشون کنین! عین قانون شرطی شدن پاولفه! کافیه از خودت بپرسی چرا....

چرا من اتاقمو تمییز نکردم؟؟؟ وقت ندارم! مگه چی کار داری؟ ..... بعدش چی؟

درواقع من چون فکر می کنم وقت ندارم اتاقمو تمییز نمی کنم و خیلی کارای دیگه! اما کافیه تکرار کنم! امروز تعطیله و من وقت دارم برای و..... برای هرچی که فکرشو کنین!!!

تعطیله! وقت ندارم! خسته ام! دیدین وقتی کار دارین خسته ترین و وقتی کارتون تموم میشه دیگه خسته نیستین و خستگی از تنتون در میره؟

دیگه با اجازتون من برم!!!

آخه امروز تعطیله! پس می تونم خیلی درس بخونم! امروز تا یه ماه تعطیله!

تو هم پاشو!!! وبلاگ خوندن که مال تعطیلات نیست!

تعطیله باید درس بخونی و کار کنی!!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


بدون شرح!!!
تاريخ: شنبه 27 تیر1388 ساعت :14:55

 

 

Proper Prior Planning Prevents Poor Performance

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


جزییات ممنوع!
تاريخ: دوشنبه 22 تیر1388 ساعت :13:33

 

هر کدوم از شماها دیگه کم کم می دونین وقتی می خواید واسه اولین بار مطلبی رو بخونید نباید اول به جزییات گیر بدین! اول یه دور کلیات مطلب رو بخونید! اونا رو بفهمید! بعد واسه دوره های بعد جزییات رو توش جا بدید! یه سری مقدمات هم هست که خیلی کمک می کنه!

سعی کنین به این سوالا پاسخ بدین!

مطلبی که می خواین بخونین چند صفحه است؟

یه دور همه رو تا ته ورق بزنین!

چقدر در موردش می دونین؟

مطلب به چند بخش تقسیم میشه؟

هر کدوم چند صفحه است؟

فکر می کنین همه رو امروز تموم می کنین؟

اگه نه تا کجا رو امروز، تا کجا رو فردا و تا کجا رو .....   تموم می کنین؟

این سوالا خیلی کمک می کنه تا با دید برین سراغ یه مطلب! نا با چراغ خاموش!

منتظر نظراتتون هستم!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


نظر شما چیست؟
تاريخ: شنبه 20 تیر1388 ساعت :13:45

دوست ندارم خودم رو به عنوان یه آدم موفق در نظر بگیرم اما خود همین یکی از عواملی هست که کمک می کنه آدم موفق بشه!!!

اون چیزی نیست جز اعتماد به نفس!!! تو چی؟ اعتماد به نفس داری؟

من همیشه از این که فکر کنم آدم موفقی هستم فراری بودم! اما الان می دونم که باید این رو با تمام وجودم احساس کنم! همیشه فکر می کردم این فکر مخربه و منو از حرکت باز می داره! اما دیدم هرچی که احساس کنم که موفقم باز هم موفق تر می شم و روحیه ام واسه ادامه بهتر میشه! از این به بعد مدل اینجا فرق می کنه و میره به سمت یه وبلاگ پر از نظرات مختلف واسه موفق شدن!

دوست دارم تو قسمت نظرات از تجربیاتتون واسم بگین! تو پست بعد از اون سعی می کنم اونا رو هم بیارم! مهم ترین گروهی که از طرفدارای همیشگی وبلاگم هستن در واقع پشت کنکوری ها هستن! فقط کنکورشون فرق داره!

یکی ورود به دانشگاه! کاردانی به کارشناسی! کارشناسی به ارشد! رزیدنتی! خودم هم فعلا امتحان پرانترنی و بعد هم رزیدنتی! خیلی ها هم دانشجو هستن!

هر کدوم هم کوهی از تجربه هستیم! من هم احساس می کنم روش های خوبی واسه موفق تر بودن و احساس بهتری از زندگی داشتن دارم! پس منتظر نظرات شما هستم! شما هم مننظر پست های بعدی من باشین! منتظر ایمیل هاتون هم هستم!

hamidrezamahboobi@yahoo.com

واسه شروع فکر می کنم باید هر کدوم یه دفترچه داشته باشیم و هرچی که اینجا و اونجا یاد می گیریم و می بینیم جواب می ده یادداشت کنیم! اولا که مطمئن باشین ساده ترین هاش هم فراموش میشه! دوما شاید به درد یکی دیگه خورد! آخه موفقیت درموفق بودن خلاصه نمی شه! باید بتونی این حس رو به همه منتقل کنی تا حس کنی موفقی!

راستی تصمیم براین دارم که اینجا هر دو روز یکبار آپدیت بشه! ببینم موفق میشم؟؟!!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


بدبین
تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن1387 ساعت :11:28

بد بین که باشی ادیسون هم یکی از بزرگترین قاتلان جهان است!!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


جنگل
تاريخ: یکشنبه 14 مهر1387 ساعت :14:38

فاصله یه حرف ساده‌ست             بین دیدن و ندیدن
بگو صرفه با کدومه                     شنیدن یا نشنیدن
***************************************
ما می‌خواستیم از درخت‌ها          کاغذ و قلم بسازیم
بنویسیم تا بمونیم                     پشت سایه جون نبازیم
آینه‌ها اون‌جا نبودن                    تا ببینیم که چه زشت‌یم
رو درخت با نوک خنجر               «زنده باد درخت» نوشتیم!!!
زنگ خوش‌صدای تفریح               واسه‌مون زنگ خطر شد

همه‌ی چوب‌های جنگل              دسته‌ی تیغ تبر شد

**************************************
اگه حرف‌مو شنیدی                   جنگلو نده به پاییز
کاری کن درخت باغ‌چه                تن نده به خنجر تیز

باجوونه‌ها یکی شو                    قد بکش نگو که سخته
جنگل تازه به پا کن                     هر یه آدم یه درخته!!!


             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


روی زمین!
تاريخ: پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت :8:59

روی رگه های خون به جا مانده از زمان له شده بر روی زمین ٬ عده ای مفهوم بودن را جستجو می کنند و آفتاب ترانه تکرار را! بارها و بارها بی شک نفس های گرم کسی رد پاها را مستحکم کرده است. افسوس که چشمان بسته فقط سیاهی می بینند.

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


رویای هجوم!
تاريخ: یکشنبه 20 مرداد1387 ساعت :0:33

تنها در گوشه ای ایستاده و به زمین می نگرد ، ستاره ای به جا مانده از هجوم شهاب سنگ های بی رحم! و حسرت می خورد ایجاد عالم را و میلاد روحش را که گم شد در میان یک مسلسل وار واژه، یک رو آورد عالم سوز ویک بی نظم بی منطق! من دقایق را می دهم، می گیرم از او انتهای بودنش را و برپا می شود در من شور و حالی خارج از وصف این بی انتهای محصور!این کره خاکی آلوده به خون های رنگارنگ!این پست تر از آسمان و پست تر ازهمه ستارگان آسمانی!

محو می شود شور وحالم در وسعت شب و هیچ کس گویی دستم را نمی گیرد که برگردم به این عالم که من هم بسته ام دل بر همین رویای خاکی، بر همین اعیاد میلادی ، بر همین ماه های مبهم و کوتاه تقویمی!و دور از آن نمی پایم که آسایم! نمی خواهم من این آسایش مخلوط عالم را، ولی آوار چشمانم ، ولی غوغای دستانم ، همه مغلوب این عالم و من مغلوب و حالم بازگشته از ره آوردی نفس گیر است.

نمی دانم که این رویا برای عالم خاکی است و یا تکه ای از عالم شب های نورانی است که دارم من به وام اکنون برای ساعتی، شاید مجالی و یا شاید که خواب است رویایم و من سر بر زمین دارم و بی جانم ز بس که از زمین من زخم دارم!

نمی خواهم بخوابم من و می خواهم که بنشینم ، شریک آن ستاره ، آن خیال پاره پاره ، یادگار ماه واره ، در غمش تا سحرگه تا نبینم دیگر او را و یادش را!ولی حیف من خوابم ، ستاره قسمت شیرین رویایم!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


دوباره می سازمت وبلاگ!!!
تاريخ: چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت :17:34

مدتها می گذره از افول پنیسیلین!!!

چند روزی می گذره که مجالی یافتم واسه اینکه دستی به سرو روش بکشم!!! مهم ترین تصمیم هایی که واسه آینده وبلاگ دارم اینه که اونو کم کم به یه سمت علمی هم ببرم تا کمک کار کسایی که دوست دارن تحقیق بکنن هم باشه!!! امیدوارم این قسمت کارش بگیره ! یه مدت به صورت امتحانی کار می کنم ببینم استقبال چه جوریه!

در واقع تا چند دقیقه دیگه کلمه تحقیق به لیست موضوعات وبلاگ اضافه خواهد شد.

ضمنا در مورد یه سری از لینک هایی که به دوستان دادم بازبینی خواهم کرد.

درخواست ها برای لینک به دوستان جدید بررسی خواهد شد.

بخش طنز فعالتر خواهد گردید.

و ....... فعلا بماند!!! بذارین همین کارا رو بکنم تا بعد!!!

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


شکار التهاب!!!
تاريخ: سه شنبه 8 مرداد1387 ساعت :19:5

یک نفر التهاب را شکار کرده! بیآنکه بداند! بی آنکه بدانیم!

Background Image

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


گویی چیزی متحول شده باشد!!!
تاريخ: یکشنبه 11 فروردین1387 ساعت :12:59

هنوز آدمها با تیزبینی حروف اضافه را می قاپند!!!

هنوز بادبادکی معطل مانده روی تیر چراغ برقی!!!

و هنوز سکه ای می درخشد به تبعیت از خورشید روی تخته سنگی!!!

هنوز بیدها می لرزند با نام باد!!!

هنوز نفس ها حبس است!  هنوز روزها تکرار می شود! و این شب های لعنتی!!!

این روزها ادم بزرگ ها بیشتر از قبل حرف می زنند و آجیل می خورند!!! ولخرج هم شده اند!!!

گویی چیزی متحول شده باشد!!!؟ 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


سال پایینی های زرنگ!!!
تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت :13:1

بر طبق آخرین اطلاعات ارسالی از اقصی نقاط کشور عده ای سال پایینی شورشی اقدام به احداث یک دستگاه وبلاگ نموده اند!!!

!!! و دیگر اعضای وبلاگ پنیسیلین ضمن محکوم کردن چنین اقدامی اعلام می دارند که تمام توان خود را برای نابودی این وبلاگ به کار خواهند بست !!!

به دور از شوخی این خبر رو شنیدم خیلی خوشحال شدم !!! امیدوارم همینطور پر انرژی ادامه بدین!!!

لینک هم بهتون دادم!!! از اون خواننده های پرو پا قرصتون (!!!) می شم!!!

امیدوارم کرکری هامون بتونه باعث رونق گرفتن هر دو وبلاگ بشه !!!

این هم آدرس وبلاگ بروبچ ۸۶ بندرعباس!!!

http://www.hums86.blogfa.com/

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


تولید نیمه صنعتی عروسکهای زنده!!!
تاريخ: سه شنبه 19 تیر1386 ساعت :10:45

عروسک زنده !!!

سرويس خبر علمي فرهنگي يزدفردا "شرکت GENPETS اقدام به تولید عروسکهای زنده کرده است . این شرکت به کمک مهندسی زیستی و اصلاح ودستکاری DNA ، اقدام به تولید پستانداران زنده کرده است . این موجود زنده در 7 شخصیت مختلف تولید گردیده است .
این حیوانات با القای خواب زمستانی درآنها در بسته بندیهای ویژه ای عرضه میگردند .بسته بندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان ، چراغ های LED که درجه تازگی حیوان را نشان میدهد ، دارای سیستم(IV) که حیوان توسط یک لوله باریک تغذیه میگردد، میباشد عمر این حیوانات یک تا سه سال است ، وپس از خارج شدن از بسته بندی خواب زمستانی سروصدای کمی داشته وبا کودکان وانسان سریع انس میگیرند .
اين عروسك يك پستاندار عقيم شده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي از ژنهاي خرگوش ، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني ، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مُدل يكي با طولعمر يكسال و يكي با طولعمر سهسال ساخته شده. در هفت مدل پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجي) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متين(آبي) ، روحاني(بنفش) ساخته شده اند. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته اند.
اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتياج داره. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس ميكنه ولي نميتونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز ميكنه


اطلاعات به زبان انگلیسی در سایت زیر:

  http://www.genpets.com/meet.php

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


یه دروغ ساده !!!
تاريخ: سه شنبه 11 اردیبهشت1386 ساعت :14:10

شب مهتاب و چشمام، بازم از یاد تو خیسه
دیگه عادت شده و بغض، واسه ی تو می نویسه
کاشکی می فهمیدی که قلبم، خونی آرزوهام بود
ی نفس تنها نبودی، همیشه دلم باهات بود
آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره
شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره
رفتی بی اون که بدونی دل من مال خودت بود
حاله بغضای شبونم به خدا مال خودت بود

سهم چشمای تو بوده توی دنیا هر چی داشتم
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم


یه دروغ ساده اما قصه ما رو بهم زد
سرنوشتمون رو آخر با جدا شدن رقم زد
!!!

تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه دردم
سخته اما باورش کن من دیگه بر نمی گردم


اما یادت باشه حرفا مثل گوله های برفن
خیلی ها قربونیای بی گناه دو تا حرفن

----------------------------------------------------------

رقم می زند خنده ها را احساس !!! و احساس نمی اندیشد !!! اندیشه تلخ است !!! بودن آرام می گیرد !!! سکون است که حکم به سکوت می دهد !!! اندیشه به خنده های پشت سکوت تلخ است !!!

قربونی بی گناه : !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


جسد صدام را سگ ها خوردند!!!
تاريخ: یکشنبه 2 اردیبهشت1386 ساعت :14:7

یزدفردا به نقل از پايگاه خبري" نهرين نت "روزسه شنبه اعلام كرد كه جسد صدام ديكتاتور پيشين عراق خوراك سگهاي گرسنه شده است . اين پايگاه خبري عراقي به نقل از خانواده " حسين كامل "كه صدام رييس جمهوري وقت عراق او را در سال 1996 به همراه برادرش در بغداد به قتل رساند اضافه كرد، افراد مسلح هفته گذشته جسد صدام را از قبرش بيرون كشيده و جلو سگهاي گرسنه ولگرد انداختند .

نهرين نت افزوده است، 15 فرد مسلح روزشنبه هفته گذشته به محل دفن صدام در روستاي" عوجه "حمله برده و با بيرون كشيدن جسد ديكتاتور پيشين عراق از قبر آن را مثله كرده و سپس روي آن ادرار كردند . بستگان حسين كامل كه نامشان فاش نشده اضافه كردند ، افراد مسلح سپس جسد متعفن صدام را جلو سگهاي گرسنه ولگرد كه به همين منظور در محل گرد آورده بودند، انداختند .

پيشتر خبرنگار ايرنا در بغداد به نقل از منابع امنيتي عراقي از وجود اختلافهاي شديد بين خانواده صدام و حسين كامل و ناخرسندي خانواده حسين كامل از دفن جسد صدام در روستاي عوجه خبر داده بود . بستگان حسين كامل عموزادگان صدام ديكتاتور پيشين عراق،به خاطر قتل حسين كامل و بردارش( صدام كامل )درسال 1996 در بغداد از خانواده صدام كينه به دل داشته و تهديد به انتقام كرده بودند . حسين كامل رييس سابق سازمان صنايع نظامي عراق بود كه بعد از فرار به اردن اطلاعات محرمانه زيادي در خصوص تسليحات كشتار جمعي رژيم سابق بعث در اختيار رسانه هاي ارتباط جمعي جهاني گذاشت . حسين و صدام كامل همسران دو دختر صدام( رغد و رنا )بودند كه بعد از مدتي با عفو صدام ديكتاتور سابق بعث ، به عراق بازگشتند اما سه روز پس از بازگشت آنها،"عدي "پسرصدام به دستور پدرش هر دو آنها را به قتل رساند .

پايگاه خبري نهرين نت به نقل از خانواده حسين كامل نوشته است، هنگام ورود افراد مسلح به مسجد محل دفن صدام، تعدادي نيروي پليس به عنوان محافظ قبر در محل حضور داشتند . اين منبع خبري عراق تاكيد كرد كه افراد مسلح پنج تن از نيروهاي پليس را بازداشت كردند و به محافظان قبر اطلاع دادند كه مي خواهند نبش قبر كنند . اين منبع افزود كه خانواده حسين كامل بعد از شنيدن حادثه نبش قبر صدام و انداختن جسد وي جلو سگها، براي دومين بار به همديگر تبريك گفتند .

نهرين نت يادآور شده است كه اعضاي خانواده حسين كامل نخستين بار به مناسبت اعدام صدام به همديگر تبريك گفتند و از اعدام وي ابراز خرسندي كردند . منبع خبري ياد شده افزود ، بستگان حسين كامل اظهارات استاندار صلاحالدين را كه خبر نبش قبر را پيشتر تكذيب كرده بود ، رد كردند . بستگان خانواده حسين كامل گفته اند، اگر مقامات محلي مدعي اند قبر صدام نبش نشده ، جسد صدام را براي خاكسپاري به محل ديگري انتقال دهند تا معلوم شود كه در داخل قبر هيچ گونه جسدي وجود ندارد . انها گفتند كه نيروهاي پليس محافظ قبر و كساني كه بعد از نبش قبر به محل شتافته و برحادثه سرپوش گذاشتند شاهد خورده شدن جسد صدام توسط سگهاي ولگرد بوده اند . آنها افزودند كه همه اين افراد به خوبي مي دانند كه جسد صدام هم اكنون در گور وجود ندارد زيرا صدام طعمه سگهاي ولگرد و گرسنه شده است .

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟
تاريخ: شنبه 18 فروردین1386 ساعت :17:2

متن زير از نوشته‌هاي شهيد احمدرضا احدي رتبه اول كنكور پزشكي مي‌باشد كه در ذيل خدمتتان ارائه مي‌شود.

-------------------------

و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟

چه كسي مي‌داند فرود يك خمپاره قلب چند نفر را مي‌درد؟

 چه كسي مي‌داند سوت خمپاره فردا به قطره اشكي بدل خواهد شد و اين اشك جگرهايي را خواهد سوزاند؟

كيست
كه بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن، آرامش مادري كه فرزندش را همين الان
با لاي لاي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه و سرد
شدن تن گرم كودك در قامت خميده مادر؟

كيست
كه بداند جنگ يعني ستم، يعني آتش، يعني خونين شدن خرمشهر، يعني سرخ شدن
جامه‌اي و سياه شدن جامه‌اي ديگر، يعني گريز به هرجا، هرجا كه اينجا
نباشد، يعني اضطراب كه كودكم كجاست؟

جوانم كجاست؟

دخترم چه شد؟

به كدام گوشه تهران نشسته‌اي؟

كدام
دختر دانشجويي كه حوصله ندارد عكسهاي جنگ را ببيند و اخبار جنگ را بشنود،
داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهاي ناز، آن اسوه‌هاي عفاف
كه هركدام در پس رنجهاي بيكران صحرانشيني و بيابانگردي، آرزوهاي سالهاي
بعد را در دل مي‌پروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حيا را بفهمد، كه
بي‌شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

كدام پسر دانشجويي مي‌داند هويزه كجاست؟

چه كسي در آن كشته شد و در آن دفن گرديد؟

چگونه
بفهمد تانكها هويزه را با 120 اسوه، از بهترين خوبان له كردند و اصلاً چه
مي‌داني كه تانك چيست و چگونه سري زير شني‌هاي تانك له مي‌شود؟

آيا
مي‌توانيد اين مسئله را حل كنيد؛ گلوله‌اي از دوشيكا با سرعت اوليه خود از
فاصله 100 متري شليك مي‌شود و در مبدأ به حلقومي اصابت نموده و آن را
سوراخ كرده و گذر مي‌كند، معلوم نماييد:

-  سر كجا افتاده است؟

- كدام زن صيحه مي‌كشد؟

- كدام پيراهن سياه مي‌شود؟

- كدام خواهر بي برادر مي‌شود؟

- آسمان كدام شهر سرخ مي‌شود؟

- كدام گريبان پاره مي‌شود؟

- كدام چهره چنگ مي‌خورد؟

- كدام كودك در انزوا و خلوت خويش اشك مي‌ريزد؟

يا
اين مسئله را كه هواپيمايي با يك ونيم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متري
سطح زمين ماشين لندكروزي را كه با سرعت در جاده مهران – دهلران حركت
مي‌كند مورد اصابت موشك قرار مي‌دهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنيم،
معلوم كنيد:

- كدام تن مي‌سوزد؟

- كدام سر مي‌پرد؟

- چگونه بايد اجساد را از ميان اين آهن پاره له شده بيرون كشيد؟

- چگونه بايد آنها را غسل داد؟

- چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش كنيم؟

- چگونه در تهران بمانيم و تنها، درس بخوانيم؟

- چگونه مي‌تواني درها را بر روي خودت ببندي و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كني؟

- كدام مسئله را حل مي‌كني؟

- براي كدام امتحان، درس مي‌خواني؟

- به چه اميدي نفس مي‌كشي؟

- كيف و كلاسور را از چه پر مي‌كني؟

از خيال.

از كتاب.

از لقب شامخ دكتر.

يا از آدامسي كه مادرت هرروز صبح در كيفت مي‌گذارد.

- كدام اضطراب جانت را مي‌خورد؟

در رسيدن اتوبوس.

دير رسيدن سر كلاس.

نمره A گرفتن.

- دلت را به چه چيز بسته‌اي؟

به مدرك.

به ماشين.

به قبول شدن در دوره فوق دكترا.

آري پسرك دانشجو!

به تو چه مربوط است كه خانواده‌اي در همسايگي تو داغدار شده است.

جواني به خاك افتاده و خون شكفته.

آري دخترك دانشجو!

به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.

در كردستان حلقوم كساني را پاره كردند تا كدهاي بي‌سيم را بيابند.

به
تو چه مربوط است كه موشكي در دزفول فرود بيايد و به فاصله زماني انتشار
نوري، محله‌اي نابود شود و يا كارگري كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از
خانه خارج و ديگر بازنگشت و همكارانش او را روي دست تا بهشت اباد اهواز
بدرقه كردند.

به تو چه مربوط كه كودكاني در خرمشهر از تشنگي مردند.

هيچ مي‌دانستي؟

حتماً نه!

هيچ آيا آنجا كه كارون و دجله و فرات به هم گره مي‌خورند به دنبال آب گشته‌اي تا اندكي زبان خشكيده كودكي را تر كني؟

و آنگاه كه قطره اي نم يافتي با اميدهاي فراوان به بالين كودك رفتي تا سيرابش كني،اما ديدي كه كودك ديگر آب نمي‌خواهد!!

اما تو، اگر قاسم نيستي، اگر علي اكبر نيستي، حرمله مباش كه خدا هديه حسين(عليه السلام) را پذيرفت.

خون علي اصغر را به زمين باز پس نداد و نمي‌دانم كه اين خون، خون خدا، با حرمله چه مي‌كند؟!

 

 

برگرفته از وبلاگ هبوط توسط !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


سال نو مبارک !!!
تاريخ: جمعه 3 فروردین1386 ساعت :10:1

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


!!!
تاريخ: شنبه 5 اسفند1385 ساعت :17:29

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


فيلم اعدام صدام !!!
تاريخ: پنجشنبه 21 دی1385 ساعت :17:4

فيلم و عكس هاي تهيه شده جديد از اعدام صدام حسين

مراسم اعدام از ساعت 5 و 30 دقیقه شروع شد و کمتر از نیم ساعت به درازا کشید و صدام نیز بر بالای دار دوام چندانی نیاورد و خیلی زود مرد. آخرین خواسته صدام: او فقط یک سیگار خواست.



صدام حسین، تا لحظات آخری که به پای چوبه دار می رفت، از اینکه حکم اعدام درباره او اجرا می شود، اطمینان نداشت.

یک منبع آگاه در دولت عراق با اعلام این مطلب گفت: وقتی به او اعلام شد که آماده مرگ باشد، برای لحظاتی سکوت کرد و پس از آنکه قرآن خود را که همواره در دادگاه به همراه داشت برداشت، به همراه ماموران به محوطه سرپوشیده اعدام آمد.

وی که نخواست نامش فاش شود افزود: وقتی او را به نزدیک چوبه دار بردند، یکی از ماموران پلیس، خواست بر سر او کلاه مخصوص اعدامی ها که چشم را می پوشاند بگذارد که صدام با این کار مخالفت کرد و نماینده قضایی حاضر در محل نیز از مامور خواست که کلاه را برگرداند.

این مقام عراقی افزود: صدام تا لحظات آخر آرام بود و فقط شهادتین می گفت ولی وقتی به چوبه دار نزدیک شد ،فریاد زد: الله اکبر، ملت پیروز است، فلسطین متعلق به اعراب است.

این مقام عراقی درباره درخواست دختر صدام برای تحویل جنازه و دفن وی در یمن گفت: تقاضا مردود است زیرا نمی خواهیم با مشخص شدن محل دفن صدام، زمینه ساز ناامنی های بعدی باشیم.

تلويزيون العراقيه، آخرين لحظات پيش از اعدام صدام، ديكتاتور سابق عراق در ساختمان پنجم اداره اطلاعات و امنيت نظامي كاظميه را پخش كرد.

فيلم جديد اعدام صدام

آپدیت با : !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


تاريخ: چهارشنبه 13 دی1385 ساعت :10:28




تصویری از صدام حسین ساکن بغداد در سن نوزده سالگی.

 


جشن تولد صدام

صدام حسین در حال شنا کردن البته همراه با محافظ

صدام حسین در حال شلیک گلوله به سمت آسمان سی و یکم دسامبر سال 2000


صدام حسین در حال بازدید از مناطق مرزی به هنگام جنگ ایران و عراق.

صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق و دو پسرش قصی (سمت راست) و ادی (سمت چپ). قصی و ادی در حمله نظامی آمریکا به عراق در سال 2003 کشته شدند.

 

 

 


هنگام دستگیری
 

تصویری از صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق هنگام انتقال به دادگاه در اکتبر 2005.
 

بازگشایی مدارس بدون تصاویر صدام در هفدهم آوریل سال 2003،
 
 
یکی از خانه های محل مخفی شدن او
این مجسمه با کمک سربازان آمریکایی سرنگون شد.
 

سرنگونی مجسمه صدام در مرکز شهر بغداد در تاریخ 9 آورین 2003.
 
 

صدام حسین رئیس جمهور اسبق عراق در حال ورود به دادگاه
 
 

از صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق، پس از آنکه دستگیر شد
 

 
 

تصویری از محل نگهداری صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در دادگاه.
 
 
صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در دادگاه در حال دفاع از خود
   .

صدام حسین در دادگاه

پایان
 
پایان با : !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


خطای چشم !!!
تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد1385 ساعت :11:37

به عنکبوت خیره شوید !!!

صفحه را با موس حرکت دهید تا ببینید وسط شکل زیر نیز حرکت می کند!!!

خطهای افقی با هم موازیند !!!

  شده توسط : !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


پیام به سید حسن نصرالله !!!
تاريخ: جمعه 6 مرداد1385 ساعت :16:31

پیام به سید حسن نصرالله به مناسبت تجاوز اسرائیل به خاک لبنان
۲۵ تير ۱۳۸۵

به نام خدا
حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيد حسن نصرالله
دبير كل جنبش مقاومت اسلامي لبنان «حزب الله»
باسلام و تحيّت
جنایتهای تکان دهنده رژیم صهیونیستی در لبنان و فلسطین که نشان دهنده ویژگی خشونت طلبانه و تجاوزگرانه آن رژیم است، امر تازه ای نیست. اما گستره فاجعه ای که بر پایه انهدام سرمایه های معنوی و مادی در لبنان و فلسطین و منطقه بنا شده است، جدید و نگران کننده است. در جهانی که در همه جا سخن از تحول گفتمان های سیاسی و مردم سالاری است، این رژیم صهیونیستی است که با حمایت دولت آمریکا همچنان بر زور و خشونت تکیه می کند و حق تعیین سرنوشت را از ملت مظلوم فلسطین و حق پیشرفت و آزادی را از ملت های منطقه سلب می کند.
در این میان نقش انقلابیون منطقه که در سالهای اخیر فرهنگ و ادبیات مقاومت را تعالی بخشیده اند، به مثابه سرمایه ای اجتماعی در پیشبرد روند مردم سالاری و عدالت و آزادی در منطقه است و جایگاه حزب الله در آسمان مقاومت لبنان مظلوم و سربلند، در این میانه برجسته تر است.
حزب الله خورشيد تاباني است كه جان همه مسلمانان و آزادگان مظلوم جهان، از جمله ملّت مظلوم، مقاوم و قهرمان فلسطين را روشني و گرما مي بخشد.
آنچه امروز در صحنه لبنان عزيز جاري است هرگونه ترديدي را بر لزوم حضور نيرومند مقاومت و تداوم حركت آنرا در لبنان از ميان بر مي دارد. مطمئن هستم كه داستان امروز لبنان، نويد بخش پيروزي نهايي عدالت بر بيداد، آزادگي و رهايي بر سركوب و اشغال و حرمت انسان بر تحقير او است و آنچه مي ماند افتخار و سربلندي ملت مظلوم لبنان و پشتوانه عزّت اين ملت، حزب الله عزيز است. بر روان پاك شهيدان درود مي فرستم و شكست نهايي متجاوزان زورگو و تروریسم سازمان یافته را با پایداری و پيروزي لبنان سرفراز در اين معركه از خداوند بزرگ مسألت مي كنم.
پيروز باشيد.

سيّد محمّد خاتمي
به روز شده با: !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


یکی!!! و یکی !!!
تاريخ: شنبه 6 خرداد1385 ساعت :17:2

 

می خوام یه حقیقتِ تلخ رو بهت بگم، پس خوب گوش کن.

یه نفر خوابش مباد و واسه خواب جا نداره /یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شماره/می خواد امتحان کنه که داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون،گم می شه توش/اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره/انتخاب هم می کنه ولی پولش رو نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطی ِ/اونیکی مداد واسه آب وبابا نداره

یکی ویلای کناردریاشون قصرِ ولی/اونیکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعدِ مدرسه توپِ چهل تیکه می خواد/مامانش می گه اینا گرون ِهیچ جا نداره

یه نفر تولدش مهمونی ِ همه می یان/یکی هم تقویم واسه خط زدنِ روزا نداره

یکی هفته ای یه روز پزشکشون می یاد خونش/یه جا دیگه یکی داره می میره،خرج مداوا نداره

بعضی قلبها دنیایی واسه خودش داره،یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره،همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدمها،این یه قانون شده که دیروز و حالا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا آدم/اما یکی بعدِ  عمری رنج و زحمت،امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن/یکی می پرسه آخه چرا بابای ما نداره

یکی دوست داره که کارتون ببینه، اما کجا؟/یکی اینقدر دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدهای بالای ِ برجشون می گه/یکی حتی خونشون اتاق ِبالا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره/یکی هم طاقت واسه صدور ویزا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره/اما اونیکی چیزی واسه نقاشی کردن نداره

یکی فکر آخرین رژیمهای غذایی/یکی از بس که شب و روز نخورده،نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه، می افته از نفس/یکی هم برای گرمای دستاش پا نداره

دخترک می گه خدا چرا ما؟/ ماما نش می گه دخترکم ،عوضش اون خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزهاش پر رنج و سختی/هیچ روزیش هیچ فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن براش،اما نمی ره/می گه نزدیکای ما آزمایشگاه نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزها می فروشه گل رو/مگه درس ومشق وشور و شوق و رویا نداره؟

یه نفر تمام روزها و شبهاش طولانی ِ/پس دیگه نیازی به شبهای ِیلدا نداره

یادِ اون حقیقتِ کلاس اول افتادم/ دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

خدا به هر کی هر چی دلش می خواد می ده،ربطی به !!! و سدیم و پنیسیلین120000 نداره،آدمها از یه جا اومدن وهمه می رن یه جا،اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره.

 

                                                                                    

 

                                                                      11Na Updated by:


 

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


پنیسیلین بر هر درد بی درمان دواست !!!
تاريخ: شنبه 6 خرداد1385 ساعت :15:50

اگه از خوانندگان پر و پا قرص بی بی سی بودین و حالتونو گرفتن !!! دواتون پنیسیلینه !!! کافیه روی !!! کلیک کنین تا حالتون بیاد سر جاش !!!

اگه از صبح تا شب کارتون این بوده که با meebo چت کنین و زدن تو ذوقتون !!! اشکال نداره پنیسیلین میگه فقط رو !!! کلیک کنین تا به بزرگترین آرزوتون برسین !!!

آخی خیلی وقته که نتونستی بری gazzag !!! نه ؟؟؟ پنیسیلین کمکت می کنه که این کارو انجام بدی !!! اشکاتو پاک کن و روی !!! کلیک کن !!!

اصلا بذار یه فیلتر شکن خوب بهت بدم خیالتو راحت کنم !!! این دفعه به افتخار سدیم روی سديم کليک کن !!!

کافيه تو اون مستطيل وسطيه مثل نمونه آدرستو تايپ کني !!! http و ... رو نمی خواد تایپ کنی !!! خوب جواب نمیده !!!


اینا رو که گفتم اگه استفاده کردین و خوب جواب داد خبرم کنین !!! اگه جواب نداد بازم خبرم کنین !!! اگرم استفاده نکردین خیلی بدین !!!

البته اینا بیشتر تو دانشکده خودمون مشتری داره !!!

 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


کاش معنای سياست اين بود !!!
تاريخ: پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 ساعت :15:59

« گاه می انديشم

که چه دنيای بزرگی داريم!!!

و چه تصوير به هم ريخته ای ساخته ايم از دنيا

در چه زندان عبوسی محبوس شديم

چه غريبيم در آبادی خويش

و چه سرگردان در شادی و ناشادی خويش

آدميزاده درختی ست که بايد خود را بالا بکشد

ببرد ريشه خود را تا آب !!! 

بی امان سبز شود ، سايه دهد...

...گاه می انديشم

که چه موجود بزرگی هستيم

و چه تقدير حقيری را تسليم شديم

و چه تسليم بزرگی را هستی گفتيم

 خوردن و خوابيدن

و خراميدن و خنياگری خود را خشنود شدن

 کاش در کالبدم معده نبود

و گلويم تنها

 جای آواز و بيان بود - نه بلعيدن نان

کاشکی همواره

 کسب نان مثل هوا آسان بود

 کاش چشم و دل من سيرتر از اينها بود

 کاش تن پوشم با من متولد می شد

 مثل پر با طاووس

 مثل پوشينه پشمين با ميش

 کاش بيماری با ما کار نداشت

يا طبيبان همه عيسی بودند!!!

 پدرم کاش نمی رفت از دست

 نمی افسرد به اين زوديها

کاش ما اهل طبيعت بوديم

 مادرم باران بود

 کودکانم همه از جنس گياهان بودند

خوابم انديشيدن

بسترم بال کبوترها بود

 دوستانم همه افرا و صنوبر بودند

 طلبم از همه جز عشق نبود

 و بجز مهر بدهکار نبودم به کسی

خانه ام هرجا بود

کاش در فاصله ای دورتر از بانگ سياستها بود

 کاش معنای سياست اين بود

 که قفس ها را در حبس کنيم

 تا نفس ها آزاد شوند

 کسی از راه قفس نان نخورد

 و کبوتر نفروشد به کسی ... »

 شعر از مجتبی کاشانی                                                            آپدیت از: !!!   

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


؟?
تاريخ: چهارشنبه 27 اردیبهشت1385 ساعت :14:9

همه در یک زندانیم، زندانی زمانیم ...   

                    

                                       حلقه ای از یک زنجیر، سلسله ی انسانیم...

عقربه ها چه بی امان /خط می کشن روی زمان 

 می گذره عمر من و تو/ می ریم میون این جهان

 

 

فرار این دقیقه ها/ مفهوم این بیهودگی

گذاشتی بر جاده مرگ/ نام قشنگ زندگی

 

مفهوم یک تولدی /انگار تو بیراهه زدی

یه عمری بی تفاوتی/یه لحظه خوبی یا بدی

 

همیشه تلخ حقایق/ این بازی دقایق

برای کشتن زمان ثانیه در مسابقه

 

تقویم پاره پاره /این رسم روزگاره

عمری اسیر خزون و چند لحظه ای بهاره

 

زندگی یک خیاله /در ذهن من سواله

تو پنجه های تقدیر /افسوس شدیم مچاله

 

اگه در اشتباهیم /همه غرق گناهیم

شایدمسافریم و در سفری کوتاهیم

 

همه در یک زندانیم/ زندانی زمانیم

حلقه ای از یک زنجیر/ سلسله انسانیم

 

بیا انسان که با تو/ با تو همیشگی شم

تا که نترسم از مرگ/ عاشق زندگی شم

 

اگه تنها یه قطره/ اما با هم دریاییم

به عشق هم محتاجیم/ بدون هم تنهاییم

             نوشته شده توسط سدیم | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


مرگ پایان کبوتر نیست!!!
تاريخ: شنبه 9 اردیبهشت1385 ساعت :15:8

ببخشید که بازم با این تصویر آپدیت می کنم !!!

خواستم یه همدردی با الهه کرده باشم !!!

آخه این روزا خیلی وبلاگش دلگیر شده!!!

اگه میخواین یه سر بهش بزنین روی !!!کلیک کنین !!!

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

 هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود!!!

 صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند یه یاد!!!


 

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


پیام تبریک خاتمی به مناسبت فرارسیدن نوروز 1385
تاريخ: دوشنبه 7 فروردین1385 ساعت :22:2

بسم الله الرحمن الرحیم
بهار فصل رویش است و بالیدن و شادابی و شکوه و ترنمِ آبشار و عطر شکوفه و جلوه گاه زندگانی، که ‏تا در قامت بلند انسان تجلی یابد؛ جهان آفریده شده است.‏
بهار فصل ایمان به مهربانی و کفر به نفرت و مرگ و ویرانی است. و اینک بهاری دیگر از راه ‏می رسد؛ در حالیکه نبوغ ایرانی را در تعیین روز اول آن با نام بلند "نوروز" که عین اعتدال است، به نشانه ‏آغاز سال می بینیم.‏
در این بهارِ پرطراوت، بر گلبرگِ گونة کودکان ایرانی بوسه می زنم و دست و بازوی جوانان پرنشاط ‏و نگران، ولی امیدوار ایرانی را می فشارم و به هر ایرانی در همه جا درود می فرستم.‏
ایران عزیز، بهار و پائیز فراوان دیده است؛ چنانکه همة آفرینش! ولی بهار امید هیچگاه در دل ما به ‏پائیز نرسیده است.‏
جان گرم ایرانی که روزگاری تمدنی بزرگ آفرید، در پرتو آفتاب درخشان اسلام تابناک تر شد و ‏چون چلچراغی در رواق اندیشه و فرهنگ بشری درخشید. و شگفتا که ایرانی، اسلام را به گونه ای پذیرا ‏شد که با روان بلند او سازگارتر است. او اسلام خرد و مهر و زیبایی را در چهره خاندان پیامبر – که درود ‏خدا بر آنان باد- یافت که با همه مظلومیت، همواره جانب ستم دیدگان تاریخ را گرفتند و سرود داد و ‏آزادگی و خردورزی را در گنبد گیتی نواختند. در این ارادتمندی سنّی و شیعه، فارس و کرد و لر و بلوچ و ‏دیگر اقوام ایرانی همراهند و بالاتر، کدام کلیمی و زرتشتی و مسیحی ایرانی را سراغ دارید که بر آستان علی ‏و حسین (ع) سر تعظیم فرود نیاورد؟
ایرانی در کورة جانِ جهان افروز خود حتی توانسته است خشونت برهنة مهاجمان سنگدل را آب کند ‏و آن را در خدمت زیبایی، ادب و هنر و اندیشة فاخر خود بگیرد.‏
امروز نیز ایرانی می تواند و باید با نام خدا و برای آزادی و پیشرفت و عدالت، بار دیگر با تاریکی، بیداد ‏و فزون خواهی و خشونت و واپس گرایی در افتد. و چنین باد!‏
همه روزتان نوروز و نوروزتان جهان افروز باد
سیّد محمّد خاتمی

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


سال نو مبارک !!!
تاريخ: پنجشنبه 3 فروردین1385 ساعت :11:24

سال نو مبارک !!!

ببخشید یه ذره دیر آپ کردم !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


تصور کن !!!
تاريخ: دوشنبه 1 اسفند1384 ساعت :13:24

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته !!!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته !!!
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست !!!
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس زِد شورش نیست !!!
نه بمب هسته‌ای داره، و نه بمب‌افکن نه خمپاره !!!
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره !!!
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن !!!
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن !!!

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت !!!
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت !!!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی !!!
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی !!!

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه !!!
اگه با بردن اسمش گلوت پر میشه پر از سرمه !!!
تصور کن جهانی را که توش زندانی افسانه‌س !!!
تمام جنگ‌های دنیا، شدن مشمول آتش‌بس !!!
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم !!!
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم !!!
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا !!!
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا !!!

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |


بنام خدا
تاريخ: دوشنبه 24 بهمن1384 ساعت :13:18

             نوشته شده توسط !!! | موضوع: عمومی | لينک ثابت |

   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري